سیاسیمقالات

پیکر خونین غزه و غمین سودان

عبدالمجید دوستی

عالم اسلام همه یکی است و زیر بیرق امت واحد و امت رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم جای دارد. همهٔ مسلمانان خدای واحد و یک پیامبر و یک قرآن دارند. قبله‌شان یکی است و همهٔ سوی یک خدا به سجده و رکوع می‌روند و جبین بر زمین می‌سایند. همدیگر را برادر و برابر می‌دادند و بر این پیوند وثیق دینی عقیده و باور کامل و محکم دارند. هر کجا باشند و با هر رنگ و نژادی زاده شده باشند، رشتهٔ اسلام و قرآن همه‌شان را حول یک محور و دور یک قانون جمع می‌کند. درد یکی را درد همه می‌پندارند و شاکله و اندام واحد برای‌شان تشکیل می‌دهد. ناآشناترین انسان‌ها در دورترین نقاط جهان وقتی دورهم جمع می‌شوند، در پرتو اسلام و ایمان‌شان به خداوند و باور و یقین به پیامبرشان، یخ غریبه‌بودن‌شان ذوب می‌شود و به آب زلال دوستی و رفاقت و هم‌دیگرپذیری مبدل می‌گردد. در خوشی‌ها در کنارهم قرار دارند و روزهای جمعه و ایام عید را دورادور هم جشن می‌گیرند. از دیار غربت و اقصا نقاط دنیا برای همدیگر تبریکی می‌فرستند و مبارک می‌گویند و آرزوی نیک‌بختی می‌نمایند. همچنین در روزگار تلخِ غم و اندوه شانه‌به‌شانه کنار همدیگر می‌ایستند و تسلی‌خاطر همدیگر می‌شوند. بار غم را از شانه برادران‌ دینی‌شان برمی‌دارند و نیکوخصالانه و زیباسرشتانه پابه‌پای همدیگر تا پایان خط و انتهای مسیر درد و التهاب باهم هم‌مسیر و همسفر دردها و مصیبت‌های مشترک می‌شوند.

این فرهنگ و آموزهٔ دین اسلام است. مسلمانان چنین‌اند. سر و جان می‌دهند، اما به همدیگر پشت نمی‌کنند. از مال و منال و دارایی خویش می‌گذرند، اما اجازه تعرض و تجاوز به ناموس مسلمانان را به احدی نمی‌دهند. در برابر ظلم ظالم و یورش دشمن و تعدی اغیار به خاک و ناموس ملت مسلمان تا پای جان و آخرین رمق نفس، ایستادگی و مقاومت می‌کنند. اسلحه برمی‌دارند و خون به پا می‌کنند. عَلَم فداکاری و ایثارگری را بر شانه حمل می‌کنند و در میادین نبرد علیه دشمنان دین و ملت مسلمان به رزم می‌پردازند.

دین اسلام مسلمانان را چنین ره می‌نمایاند و این‌چنین تربیت می‌کند.

در هر برهه‌ای از تاریخِ درخشان اسلام در برابر مقابله و نبرد و رزم با دشمنان چنین بوده است. نبردهای معروف و ماندگار تاریخ اسلام مثل یرموک و قادسیه و …. یادآوری همین تربیت و همین غیرت اسلامی است.

پس امروز چه شده است؟ کجاست آن غیرت و شهامت اسلامی؟ کجایند آن دلیران میادین نبرد حق علیه باطل؟ چه شده‌اند شهسواران و قهرمانان جان‌برکف؟ آیا غیرت‌شان را چشم طمع داشتن به مال و منال دنیا بلعیده است؟ آیا اندیشهٔ اسلامی در دفاع از ناموس خواهران مسلمان غزه در ضمیرشان خشکیده است؟ آیا ضجه و نالهٔ کودکان معصوم فلسطین گوش‌های‌شان را هنوز کر و ناشنوا نکرده است؟ آیا پاره‌پاره‌شدن جسم‌ها و دریده‌شدن عفت زنان مسلمان و پاک‌دامن وجدان‌شان را بیدار و ایمان‌شان را جریحه‌دار نکرده است.

چرا غزه امروز تنها و رهاشده در آتش ظلم و اشغال می‌سوزد؟ چرا «تک‌وتنها» در برابر هیولای بی‌رحم صهیونیست و قلاده‌به‌دستان پشت‌صحنه‌اش ایستاده‌اند؟ چرا ملت‌های مسلمان دنیا به پا نمی‌خیزند و عهد تازه‌ای از حمیت و فتوّت اسلامی را رقم نمی‌زنند؟ چرا دولت‌مردان کشورها از خواب غفلت برنمی‌خیزند؟ چرا شهیدشدن بیش از «سی‌وچند هزار» کودک و زن و پیر مسلمان رگ غیرت‌شان را تکان نمی‌دهد؟ چرا خاموشند و در خفا قرار دارند؟

در گوشهٔ دیگر این پیکره خونین، درد و غم دیگر جریان دارد. سودان فراموش‌شده ملهتب است‌. گرفتار حقد و کینهٔ داخلی شده است. دولت و ملتِ مسلح درهم‌آمیخته‌اند. بسان سنگ آسیاب در حال خردکردن ملت و تودهٔ بی‌دفاع مردم هستند. آوارگان ده‌میلیونی تبعات اولیه این جنگ داخلی هستند. شهدای دسته‌جمعی و دفن‌شدن‌های یکجایی داغ‌های ماندگار و همیشگی این وضعیت آشفته و حاکم است. از سوی دیگر، نبود غذا و امکانات معیشتی قربانیان بیشتری را به آمار و ارقام شهدای مظلوم سودان افزوده است. اولین قربانیان کودکان و ضعیفان هستند.

در اوضاع خونین غزه و غمین سودان روح و وجدان هر مسلمانی و حتی هر انسان صاحب‌ضمیری جریحه‌دار می‌شود و خاک بر سر و صورت خویش می‌پاشد و یقه چاک می‌کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *